بدون شک هر آدمــی عادت های زشتی داره که ازشون رنج میـبره !
و این مشکلات در شُکلات هم دیده میشــه ! :دی
برای مثال وقتی من عصبی یا هیجان زده یا دپســرده میشم به طرز فجیعی به لــبــم حمله ور میشم و پوست لبـم را با یه حرص خاصــی میکنم !
تا جایی این کارُ ادامه میدم که ذره ای پوست روی لبـم باقی نمونه ! طوری که حتی رُژ هم روش زده نمیشه !
این یکــی از عادت های بد رفتاری من ِ که اصلا دوسـش ندارم !
چون هر وقت لـبم رو میکـَـنم همـه میفـهمـن که یه مـــرگیـم هست :)) ! ( چون بیشتر مواقع ،وقتی عصبـی هستم این کارُ انجام میدم !)
هرچیزی که باعث ترک این عادتم بشه ، از برق لب گرفته تا انواع ویتامین ها استفاده کردم !
ولی نشد که نـشد !!

عادت زشت دیگه م که خیلی بدتر و وخیم تر ِ اینه :
وقتـی بی حوصـله ام دستم رو میبرم لای موهـام و دونه دونه تارهای موم رو لمس میکنم و اونایی که به نظر خودم آسیب دیده س رو از ریشــه با قـیچــی میبـُــرَم !
عمق ماجرا رو وقتـی میتونی درک کنی که میای تـو اتاق میبینی صفحـه ی کتابم از بس تـوش مـو جمع شده، سیــاه ِ سیــاهِ !
چندباری مامانم قیـچی رو قایم کرد،
ولی من عین اون دختـرک ( باران کوثـری توو فیلم خـون بازی ) که با التماس و خواهش از مادرش مـواد میخواست،
منم از مامانم میخوام که قیچــیـم رو بهم برگردونــه ! :))

دُعا ؟؟ شفا ؟؟ :)) ! نه بابا ! دیگـه کار من از چیزا گذشتـه :)) !!!