در باب امتحانات !
نمیدونم چه جوریه که موقع امتحانات تمایلات آدم کلا تغییر میکنه !
فقط موقع امتحاناته که دلت میخواد صبح تا شب پای تلویزیون لم بدی و حتی به سریال های مزخرف کانال ۱ هم رحم نکنی ... ! یا وقتی که توو اتاقتی ٬ صدای پیام بازرگانی هم تو رو به هال میکشونه تا تبلیغ فلان بانک رو هم از دست ندی ! اینا که چیزی نیست ! فقط این موقعست که برای دیدن اخبار فلسطین هم حاضری ساعت ها به تلویزیون خیره بشی ... !
توو دوران امتحاناته که روحیه ی فرهنگیت هزار برابر میشه و دلت میخواد تمام رمان هایی که نصفه نیمه مونده رو٬تموم کنی ! این موقعست که وقتی یه کتاب و یا یه روزنامه یا هرچیز دیگه دست یه نفر میبینی آرزو میکنی جای اون بودی و یه گوشی مینشستی و یک بند همه ش رو میخووندی٬حتی دلت برای پاورقی هاشم میلرزه !
موقع امتحاناته که دلت میخواد دستور اون کیکــی رو که ۶ماه پیش از دوستت گرفتیُ پیدا کنی و بری توو آشپزخونه ٬ تخم مرغ ها رو باعشق خاصی هم بزنی و بعد وقتی کیک آماده شد به یکی زنگ بزنی تا بیاد باهم ترتیب خوردنشو بدین و اوووووووووووف که چقد غیبت کردن پشت این و اووون وهرچیزی که تهش به خاله زنک بازی برسه توو دوران امتحانات میچسبه !
اصلا توجه کردی که موقع امتحانات چقد وسواست عود میکنه ؟! تمام اتاق به چشمت کثیف میاد و دلت میخواد همه چیُ تمیز کنی ! تمام کمدها رو جوری مرتب میکنی که توو خونه تکونی عید هم چنین حالی نصیبشون نشده بود ! حتی دلت برای جارو برقی کشیدن هم ضعف میره ! وهیچ بعیدم نیست هرروز پیشنهاد شستن ظرف های کثیف نهار رو به مامانت بدی !
وای خدای من که چقد خوااابیــدن توو این دوران میچسبه ... اصلا هم فرقی نمیکنه که تا ۱۲ظهر خواب بودی٬ مهم اینه که اگه بعدازظهر بازم نخوابی٬ عمرا چشات تورو برای ادامه ی درس خوندن همراهی کنه !
گفتم همراهی ! وای که موقع امتحانات آدم فقط دلش میخواد بره بیرون و برای هرچیزی دیگران رو همراهی کنه !
فرقی نمیکنه دختره همسایه میخواد بره شورت بخره یا خیار ! مهم اینه که تو زوودتر از اون آماده میشی تا باهاش بری !
یا تلفن حرف زدن ؟! فقط این موقعست که حال میکنی با کسی که اگه ۱هفته پیش بهت زنگ میزد جواب تلفنش رو نمیدادی٬ ساعت ها حرف بزنی ...
لامصب دستشویی رفتن هم توو این دوران مزه ی خودشو داره ! اصلا دوس نداری از اوون توو در بیای و بشینی پای کتاب کسل کننده ت ! مسلما حتی آب شیر دستشویی هم برات جذاب میشه ... !
طبع هنری هم که نگو ! خدانکنه یه کاغذ وقلم گیرت بیاد !
اون موقعست که میبینی ۱ساعت گذشته و تو داری طرح شیشه ی عطرُ روو کاغذ میکشی و کلی هم برای سایه های نقاشیت وقت میذاری !
یا حتی دلت برای وبلاگی که شونصد هفته ست آپ نکردی هم تنگ میشه و دلت میخواد مطلبی در باب امتحانات تووش بذاری !
یعنی فقط دنبال بهونه میگردی که کتاب ُ ببندی و به جاش کار دیگه ای انجام بدی !
حتی درد اپلیدی هم برات شیرین میشه ... دلت میخواد جزوه ی پسرهمسایه رو براش پاک نویس کنی !
دلت میخواد برای تقویت زبانت فیلمو بدون زیرنویس ببینی ! برای فرنچ ناخونات هلاک میشی !
اس مس بازی با بوی فرند عزیز تر از جان درمورد انتخاب رنگ مبلمان خونه ی آینده هم میتونه یه آپشـن ِ فوق العاده محرک باشه !!!
حتی انجام کارای بانکی پدرت هم لطف خودشو داره و تعمیرگاه رفتن برای ماشین مامانتم یه جوورایی ٬ فان به حساب میاد ... ! دلت میخواد آرشیو وبلاگ های خزوخیلم شخم بزنی و برای هرپست هروبلاگی کامنت بذاری !
گفتم که ... این دوران دوران ِ عجیبی ِ که بعد از اتمامش دلت هوس هیچکدوم از اون خواسته های عجیب غریبتو نمیخواد .... !
به نظر من که حتما خیلی از اختراعات و اتفاقات بزرگ توو همین دوران امتحانات اتفاق افتادند !
گوویا زیاد حرف زدم ! باور کنین خیلی دلم میخواست بمونم و بیشتر براتون توضیح بدم ...
ولی کتابم روو تخت بدجوری انتظارمو میکشه .... !! برم به دادِش برسم که از صبح تا الان هزاربار پیچوندمش !
فقط موقع امتحاناته که دلت میخواد صبح تا شب پای تلویزیون لم بدی و حتی به سریال های مزخرف کانال ۱ هم رحم نکنی ... ! یا وقتی که توو اتاقتی ٬ صدای پیام بازرگانی هم تو رو به هال میکشونه تا تبلیغ فلان بانک رو هم از دست ندی ! اینا که چیزی نیست ! فقط این موقعست که برای دیدن اخبار فلسطین هم حاضری ساعت ها به تلویزیون خیره بشی ... !
توو دوران امتحاناته که روحیه ی فرهنگیت هزار برابر میشه و دلت میخواد تمام رمان هایی که نصفه نیمه مونده رو٬تموم کنی ! این موقعست که وقتی یه کتاب و یا یه روزنامه یا هرچیز دیگه دست یه نفر میبینی آرزو میکنی جای اون بودی و یه گوشی مینشستی و یک بند همه ش رو میخووندی٬حتی دلت برای پاورقی هاشم میلرزه !
موقع امتحاناته که دلت میخواد دستور اون کیکــی رو که ۶ماه پیش از دوستت گرفتیُ پیدا کنی و بری توو آشپزخونه ٬ تخم مرغ ها رو باعشق خاصی هم بزنی و بعد وقتی کیک آماده شد به یکی زنگ بزنی تا بیاد باهم ترتیب خوردنشو بدین و اوووووووووووف که چقد غیبت کردن پشت این و اووون وهرچیزی که تهش به خاله زنک بازی برسه توو دوران امتحانات میچسبه !
اصلا توجه کردی که موقع امتحانات چقد وسواست عود میکنه ؟! تمام اتاق به چشمت کثیف میاد و دلت میخواد همه چیُ تمیز کنی ! تمام کمدها رو جوری مرتب میکنی که توو خونه تکونی عید هم چنین حالی نصیبشون نشده بود ! حتی دلت برای جارو برقی کشیدن هم ضعف میره ! وهیچ بعیدم نیست هرروز پیشنهاد شستن ظرف های کثیف نهار رو به مامانت بدی !
وای خدای من که چقد خوااابیــدن توو این دوران میچسبه ... اصلا هم فرقی نمیکنه که تا ۱۲ظهر خواب بودی٬ مهم اینه که اگه بعدازظهر بازم نخوابی٬ عمرا چشات تورو برای ادامه ی درس خوندن همراهی کنه !
گفتم همراهی ! وای که موقع امتحانات آدم فقط دلش میخواد بره بیرون و برای هرچیزی دیگران رو همراهی کنه !
فرقی نمیکنه دختره همسایه میخواد بره شورت بخره یا خیار ! مهم اینه که تو زوودتر از اون آماده میشی تا باهاش بری !
یا تلفن حرف زدن ؟! فقط این موقعست که حال میکنی با کسی که اگه ۱هفته پیش بهت زنگ میزد جواب تلفنش رو نمیدادی٬ ساعت ها حرف بزنی ...
لامصب دستشویی رفتن هم توو این دوران مزه ی خودشو داره ! اصلا دوس نداری از اوون توو در بیای و بشینی پای کتاب کسل کننده ت ! مسلما حتی آب شیر دستشویی هم برات جذاب میشه ... !
طبع هنری هم که نگو ! خدانکنه یه کاغذ وقلم گیرت بیاد !
اون موقعست که میبینی ۱ساعت گذشته و تو داری طرح شیشه ی عطرُ روو کاغذ میکشی و کلی هم برای سایه های نقاشیت وقت میذاری !
یا حتی دلت برای وبلاگی که شونصد هفته ست آپ نکردی هم تنگ میشه و دلت میخواد مطلبی در باب امتحانات تووش بذاری !
یعنی فقط دنبال بهونه میگردی که کتاب ُ ببندی و به جاش کار دیگه ای انجام بدی !
حتی درد اپلیدی هم برات شیرین میشه ... دلت میخواد جزوه ی پسرهمسایه رو براش پاک نویس کنی !
دلت میخواد برای تقویت زبانت فیلمو بدون زیرنویس ببینی ! برای فرنچ ناخونات هلاک میشی !
اس مس بازی با بوی فرند عزیز تر از جان درمورد انتخاب رنگ مبلمان خونه ی آینده هم میتونه یه آپشـن ِ فوق العاده محرک باشه !!!
حتی انجام کارای بانکی پدرت هم لطف خودشو داره و تعمیرگاه رفتن برای ماشین مامانتم یه جوورایی ٬ فان به حساب میاد ... ! دلت میخواد آرشیو وبلاگ های خزوخیلم شخم بزنی و برای هرپست هروبلاگی کامنت بذاری !
گفتم که ... این دوران دوران ِ عجیبی ِ که بعد از اتمامش دلت هوس هیچکدوم از اون خواسته های عجیب غریبتو نمیخواد .... !
به نظر من که حتما خیلی از اختراعات و اتفاقات بزرگ توو همین دوران امتحانات اتفاق افتادند !
گوویا زیاد حرف زدم ! باور کنین خیلی دلم میخواست بمونم و بیشتر براتون توضیح بدم ...
ولی کتابم روو تخت بدجوری انتظارمو میکشه .... !! برم به دادِش برسم که از صبح تا الان هزاربار پیچوندمش !
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:5 توسط خانم شکلات
|