امروز دخترعمه م با بوی فـرندش قرار داشت و میخواست از من برای پیچوندن خانواده،استفاده ی ابـزاری بکنه !
از اونجایی که من متعلق به همه هستم در این امـر مهم بهش پیوستم البتـه با شرط اینـکه فقط تایه جا میرسونمـش و منتظرش میمونم تا برگــرده !
چون اصولا از اینکه عیــن باقالــی ها خلوت دوتا کــرکــَ.سِ عاشق رو بهم بزنم خوشم نمیاد !

ساعت 5 عیـــنهو افغانی ها اون دوتا راهـی کافـی شاپ شدن و مـنِ بدبخـت هم، آواره ی کوچـه خیابون ! بغــض
و برای اینکه تنهایی زیاد اذیــتم نکـنه تصمیم گرفــتم خوشحال خوشحال برم سینــما ( البت کاش کرفس میخوردم و چنین تصمیمی نمیگیرفتم :)) )
 
فیلمایی که اکران بودن یکیش درباره ی الی بود که قبلا دیده بودم که ای کاش دوباره میرفتم اینو میدیدم !
یکیش خـروس جنگی بود که انتظار ندارین با این سن و سال تک و تنها پاشم برم و بشینم واسه خودم بخندم :)) دیگه اینقدم خجسته نیستم :))
یکیش شب مهتاب بود که چون از تصور دیدن دوباره ی بازی دانیال عبادی چندشـم میشد نرفتم !
آخرین انتخابمم پســــر تهــــــــرونی بود :-&
یعنی رسما صنعت فیلم سازی ِ مملکت رو به گــُه کشیدن !!!
یعـنی اگه فک کنین این فیلم تونست یه ثانیـه مـنُ بخـندونه ،سخت در اشتباهیـن !
واقعا نمیفهـمم چه دلیلی داره وقتی یکی یه خونه ی لوکس و ماشین مدل بالا دستـشه حتما باید بیاد فیـلم بسـازه !
و واقعا اینم نمیفهـمم چه دلیلی داره شـریفی نیا هم همیشـه باید با اون نگاه هیــزش نقش مــَردای عـاج و زن ندیده رو بازی کنـه !!
و واقعا همینجا به امین حیایی هم تبریک میگم که بعد از بازی مزخرفش توو اخراجی ها،تونست یه بازی افتضاح دیگــه ای رو به نمایش بذاره !خیلی هـنر میخـواد آ آ ! از هرکسی برنمیاد :))
لامصب شانس هم که نداریم،همیشه توو فیلمای آبکی گــلـزار بازی میکرد آآآ ! حداقل توو این فیلم نبود یکم جیگرمون حال بیاد :))

خووووووووولاصه،هر یه ربع درمیون فحشـــی بود که دخترعمه و بوی فرند و جد و آبادشـونُ بی نصیب نمیذاشت :))

وقتی هم از سینما دراومدم، یه وانت توو تمام مسیر منو اسکورت کرد و هرچی متلک و بوس و چشمک و شیرین کاری بلد بود واسه من انجام داد :))
یعـنی همه رو برق میگیـــره ، مارو گـــــــــوز ِ ادیســــــون !!! :))


فعلا !