به پسـر عمه م (ميم) ميگـم ! آه ميم ! ديگه داري شورش رو درمياري !!! با اين همه دخــتر حرف ميزني که چي ؟؟؟
ميگه : اههههه ! من که فقط با سارا و کتی و هاني و فروغ هستم !!!!

ساعت 11.30 شبــه !!! ميـم ميخــواد بره بيرون !!
بهم ميگه : شکلات !! اين دخــترا هر کدوم مصرف و زمان خاصي  دارن! اين وقته شب هـانی ميتونه باهام بياد بيرون، ولي بقيه که نميتونن !!!
يه چشمک ميزنه و درُ ميبنده !!
با حرص ميخوام اول ميــم رو بکشم بعد دخترايي رو که اينقد راحت خودشون رو وقـف پسـرايي ميکنن که پشيزي نمي ارزن !!!

پ.ن : پســرا هم میتونن مصرف خاص خودشون رو داشته باشن :)) !
یکی خوبه که علاف و بیکار باشه تا همیشه بعد از دانشگاه و کلاس بیاد دنبالت !
یکی خوبه خوشکل و خوشتیپ باشه تا باهاش خیابونارو متـر کنـی :)) !
یکی خوبه خونسـرد و مهربون باشه تا شبــا بشینی براش غــر غــر کنی :)) !!!
یکی خوبه خیلی خیلی با شخصیت باشه تا اگه یکی از خانواده ت دیدش ، آبروت حفظ بشه :)) !
یکی خوبه مایه دار باشه تا با یه عشوه خرکی هر چی میخوای برات بخـره :)) !
یکی خوبه با سواد و با معلومات باشه تا باعث پیشرفتت بشه ::دی !
یکی خوبه رمانتیک و احساساتی باشه تا کمبـود محبت نگیری :دی !
یکی خوبه باباش پروفـسور یا تاجـر باشه تا بتونی واسه بقیـه چــُســی بیای :))) !
یکی خوبه بازوهاش تپـل باشه تا وقتی دستش زیر سرت بود اذیت نشــی :)))) !!!
یکی خوبه که ...آ مم مم ... روم به دیــوار ... که ... آم م م ... نعــوذبالله ! دم ظهــری  دهن آدمو به چه چیـزایی باز میکنینــا :))))