اردک هاي مـست !
چندي پيـش در يکـي از دهات هاي اطراف عـروسـي بود،
مثـه بقـيه ي عـروسـي ها، همـه آب شنگـولي ميرفتن بالا و مست و پاتيل، وسط مجلس ،انواع استعدادهاشون رو بـروز ميدادن !
تا اينکـه بازم مثـه بقـيه ي عـروسي ها، نيــروي انتـ ظامـي يه حالـي به مهمــونا ميـده !!
صاحب عروسـي هم سريع ميره حياط، از تـرس تمام آب شنگولي ها رو توي تشـت خالي ميکنه :)) !!!
از اون طرف هم، اردک ها ميرن توي تشت ، آب بازي و مي گسـاري ! :))
شب ، صاحب خونه ميبينه تو حياط،همـه اردک ها مــُردن ! هر کدومشـون يه جا افتاده بودن !!!( آخه عزیز مــن وقـتی جنـبه ندارین چرا در حد مـرگ میخــورین ؟ :))))) )
صابخونه هم وقتی میبینه همه اردک ها شهید شدن٫ نامـردي نميکـنه و تمام پـَرهاي اردکاي بيچاره رو ميکـنه تا فـردا باهاشـون فسنجـون درست کنه :)) (تعجب نکنيد ! اينجا حتي از گوشت اردک و مرغابي هم نميگذرن)
خووووووولاصه !
صبح ،صابخـونه وقتـي ميره توو حياط ميبينه تمام اردک ها زنده شدن و با اون قيافه ي بدون پـر و بي ريخت دارن بازي ميکنن :)) !!
مثـه بقـيه ي عـروسـي ها، همـه آب شنگـولي ميرفتن بالا و مست و پاتيل، وسط مجلس ،انواع استعدادهاشون رو بـروز ميدادن !
تا اينکـه بازم مثـه بقـيه ي عـروسي ها، نيــروي انتـ ظامـي يه حالـي به مهمــونا ميـده !!
صاحب عروسـي هم سريع ميره حياط، از تـرس تمام آب شنگولي ها رو توي تشـت خالي ميکنه :)) !!!
از اون طرف هم، اردک ها ميرن توي تشت ، آب بازي و مي گسـاري ! :))
شب ، صاحب خونه ميبينه تو حياط،همـه اردک ها مــُردن ! هر کدومشـون يه جا افتاده بودن !!!( آخه عزیز مــن وقـتی جنـبه ندارین چرا در حد مـرگ میخــورین ؟ :))))) )
صابخونه هم وقتی میبینه همه اردک ها شهید شدن٫ نامـردي نميکـنه و تمام پـَرهاي اردکاي بيچاره رو ميکـنه تا فـردا باهاشـون فسنجـون درست کنه :)) (تعجب نکنيد ! اينجا حتي از گوشت اردک و مرغابي هم نميگذرن)
خووووووولاصه !
صبح ،صابخـونه وقتـي ميره توو حياط ميبينه تمام اردک ها زنده شدن و با اون قيافه ي بدون پـر و بي ريخت دارن بازي ميکنن :)) !!
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 15:4 توسط خانم شکلات
|